تبليغاتX
زیر باران عشق

زیر باران عشق

اگه دست من بود

yadegare eshgh

lOvE

این روزا عادت همه رفتن و دل شکستنه,درد تموم عاشقا پای کسی نشستنه

این روزا کار آدما دلهای پاک و بردنه, بعدش اونا رو گرفتنو به دیگری سپردنه

این روزا کار آدما تو انتظار نشستنه ,ساده ترین بهونشون از هم خبر نداشتنه  

این روزا  لحن عاشقا قصه و بی وفایه ,جرم تمومشون فقط لذت آشنایه 

این روزا آدما دیگه توقلب هم جا ندارن,مردم دیگه تودلاشون یه قطره دریا ندارن

این روزا دوستا هم با هم صداقت ندارن,یه وقتا توی زندگی همدیگرو جا میزارن

این روزا دوستای خوبم همدیگرو گم میکنن,دلهای پاک و ساده رو فدای مردم میکنن 

این روزا آدما کمن پشت نگاه پنجره,کمتر میبینی کسی رو که تا ابد منتظره  

جنس دلهای آدما این روزا سخت و سنگینه,فقط توی نقاشیها دنیا قشنگ و رنگیه

این روزا اشک من فقط جاری بیقراریه,تنها پناه آدما عکسهای یادگاریه

این روزا آدما تو زندگی یه بغض خیس و کال دارن,چندتاغم و یه غصه و آرزوی محال دارن

ابرهاهمه پیش منن,اینجا هوا پر از غمه,از غصه هام هرچی بگم به جون تو بازم کمه

دیشب دلم گرفته بود رفتم کنار آسمون فریاد زدم یاتو بیا یامنو پیشت برسون

تنها دلیل زندگی بایه غمی دوستت دارم ,داغ دلم تازه میشه اسمتو وقتی میارم

وقتی تونیستی چه کنم بااین دل بهونه گیر ,مگه نگفتم چشاتو هیچوقت ازچشام نگیر

تحملی که توداری دیگه داره تموم میش ,مگه نگفتی همه جا مال منی تا همیشه 

اگه بخوام برات بگم شاید بشه صدتا کتاب,که هر صفحش قصه ی چندتا درده وچندتا عذاب

امشب میخوام برای تو یه فال حافظ بگیرم,اگرکه خوب درنیومدبه احترامت بمیرم

راستی دلت میاد بدون من بری سفر,بعدش فراموشم کنی برات بشم یه رهگذر  

حتی اگه دلت نخواداسم تو,توقلب منه چهره ی تو یادم میاد وقتی که بارون میزنه 

نگاه کن وبهم بگوحالا میری یامیمونی ,بگو دوستم داری یا نه مرگ گلهای شمدونی 

نامه داره تموم میشه مثل تمام نامه ها,اما تو مثل آسمون,عاشقی و بی انتها

                                                    ((تقدیم به :

                                                آن که میراث عشق را از او به یادگار دارم ...))

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/09/24ساعت 1:28 PM  توسط 2mas&arimo  | 

 
 
 
 
 
 
                                      
 
 
8_2_101.gif
+ نوشته شده در  جمعه 1387/09/08ساعت 12:36 PM  توسط 2mas&arimo  | 

I LOVE YOU

lOvE

وقتی تو نیستی لحظه ها تهی اند از مهربانی و پر می شوند ازتنهایی . وقتی تو نیستی می توان صدای خرد شدن برگ خشکیده جانم و گلبرگهای پژمرده خیالم را زیرگامهای پر هیاهوی توفان تنهایی شنید . وقتی تو نیستی می توان تصویر گم شدن دستانی لرزان را در بهبوهه تلاطم مرگ دید. وقتی تو نیستی می توان با تمام تنهایی ها ، تنهای تنها بود . نمی دانم چرا ، ولی وقتی تو نیستی جای بسی سؤال است که آن هنگام چرا کبوتر سپید هم سایه خودش را در لابلای شاخه ها گم و پنهان می کند و ماهی قرمز توی حوض بی صبرانه بالا و پایین می پرد . وقتی تو نیستی می توان صدای پای مرگ را به خوبی حس نمود که چه آرام با ضرباهنگ های طنین انداز با انعکاسی وحشت زا ، چگونه نزدیک و نزدیک تر می شود . ای ضربان حیات من ! وقتی تونیستی صدای ضربانها کندمی شودوتک شاخۀ گل حیات روبه پژمردگی می گذارد .وقتی تو نیستی دلم می گیرد ، تنگ می شود ، قهر می کند و با من حرف نمی زند ! حتی گاهی به گوشه پیراهن دخترک بازیگوش هم سایه خودش را آویزان می کند . وقتی تو نیستی تمام آقاقی ها و مریم ها آرزوی دیدن و حضورت را می کشند . وقتی تو نیستی انسان با تمام انسانیتش درآرزوی کلامی از دهانت همیشه خدا باقی می ماند.وقتی تو نیستی آن غریبه ای که توهمیشۀ خدا ازاو خبرنداری، در سکوتی پیوند خورده با تمامی نا آرامی های خویش ، در کوره راهی پر از دوراهی های ناشناخته گم می شود تا تنها با خیال تو زنده بماند و مختصر آرزوهایی که حالا دیگر جز سرایی بیش نیستند ، در میان راه ذهن درست مثل پروانه ای از دست پریده و فرار می کنند . آن غریبه اگر روزی ترا بیابد و سر روی شانه ات بنهد ، تو آرام آرام از نم نم اشکهایش خیس شوی . همان زمانی که خنده ها قصه ای بیش نیستند و آرزوها باطل . وقتی تو نیستی دل تمام ستاره ها برایت تنگ می شود و دلم به اندازه تمام ستاره ها هوای ترا می کند . وقتی تو نیستی تمام آرزوها عقده شده ، مثل گل مژه ای کهنه که با درد سر باز می کنند ، بر گونه ها جاری می شوند و بدین سان سر به حیطه وجود می گذارند .وقتی تو نیستی انگار تمام راه های رسیدن به تو بی بنیاد و طولانی به نظر می رسند .وقتی تو نیستی می توان جاپای سبز ترا بر کهنه فلک نظاره گر بود . وقتی تو نبودی،شادی را با زورقی طلایی هدیه کردم،اما هیچ کس ازمن قبولش نمی کرد . انگار حتی مفهومش را هم نمی فهمیدند . اوراق به هم ریخته نوشته هایم مفروش شده از گرد پشیمانی . انتظار بودنت را بی صدا فریاد می کنند . وقتی تو نیستی شاه بیتهای غزلهایم چه بی معنی می شوند و تمام سرودهای بهاری عذاب آور . وقتی تو نیستی کسی مفهوم نبودن ترا و تنهایی مرا نمی فهمد . وقتی تو نیستی دلم در انتظار آمدنت باقی می ماند تا هنگام با تو بودن قصه تمام تنهایی هایش و شکست مفتضحانه زلال آبی آب را برایت تعریف کند و نشان دهد آیینه هایی که زلالی شان را تنها از حضور تو می یابند ، بی صدا در خود می شکنند . درست نمی دانم شاید کسی دیشب دیر هنگام در کناری با کسی می گفت که وقتی تو نیستی آن غریبه بارها آمد.این را می شد از جابجایی لگد خورده خاکهای کوچه که بر اثر اشک گل آلود شده بودند ، به آسانی فهمید و سراغ ترا گرفت ، اما وقتی دید نیستی نگاه پر انتظارش را به زمین دوخت و گاه گاهی به آن تک ستاره ، آهی کشید ، آرزوی بودنت را به دوش می کشید و رفت تنها زمزمه ای که لبخند مرده لبانش را متبسم می ساخت ، جاری شدن زمزمۀ همیشگی نام تو بر لبانش بود .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/08/01ساعت 12:44 PM  توسط 2mas&arimo  | 

ba khabam baz miayi

اگر درياي دل آبیست...تويي فانوس زيبايش...

اگر آينه يك دنياست...تويي معناي دنيايش...

تو يعني دسته‌اي گل را....ز آن سوي افق چيدن..

تو يعني پاكي باران.... تو يعني لذت ديدن...

تو يعني يك شقايق ...به يك پروانه بخشيدن...

تو يعني از سحر تا شب به زيبايي درخشيدن...

تو يعني يك كبوتر را ز تنهايي رها كردن...

خداي آسمان‌ها را... به آرامي صدا كردن...

تو يعني مثل نيلوفر هميشه مهربان بودن...

تو يعني باغي از مريم...تو يعني كهكشان بودن....

تو يعني چتري از احساس براي قلب باراني...

تو يعني پيك آزادي....براي روح زنداني...

تو يعني در زمستان‌ها... به فكر پونه افتادن...

تو يعني روح باران را...متين و ساده بوسيدن...

و يا در پاسخ يك لطف... به روي غنچه خنديدن...

اگرچه دوري از اينجا...تو يعني اوج زيبايي...

كنارم هستي و هر شب ... به خوابم باز مي‌آيي...

+ نوشته شده در  جمعه 1387/07/19ساعت 5:48 PM  توسط 2mas&arimo  | 

dele bichare

برای رسوایی این دل بیچاره 

 تنها همین گونه های خیس

همین دست های یخ کرده

و همین لب های لرزان

کافی است

     به خدا !

 تا وقتی که دست های مهربان تو

آرامش بخش این تن تنهاست

از هیچ کس و هیچ چیز ی نخواهم ترسید

   تو که می دانی

برای شکستن این دل بیچاره

   تنها یک چین پیشانی

  یک خم ابرو

یک نگاه طوفانی کافی است
+ نوشته شده در  جمعه 1387/07/19ساعت 5:43 PM  توسط 2mas&arimo  | 

gheseye eshgh

 

 

Fi$DiK

ما واقعا تا چیزی رو از دست ندیم قدرش رو نمی دونیم ولی در عین حال تا وقتی که چیزی رو دوباره به دست نیاریم نمی دونیم چی رو از دست دادیم ...

 

ای که دور از من و یاد منی....با خبر باش که دنیای منی شادیت شادی من...غصه ات غصه ی من قلب من خانه تو...خانه ات قبله ی من 

 

بیا شب‌های هجران را سحر کن... به عشق خود دلم را شعله‌ور کن.. در این شبهای سرد بی‌ترنم... لبانم را پر از شیر و شکر کن 

 

اگه چشمات پرسید بگو ندیدمش... اگه گوش هات پرسید بگو نشنیدمش... اگه دستت لرزید بگو مال سرماست... اما اگه دلت لرزید به خودت دروغ نگو دوستش داری! 

 

عشق در لحظه ای پدید می آید ، دوست داشتن در امتداد زمان ، این اساسی ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است . 

 

 There is no time so pleasant as Live time خوش تر از ایام عشق، ایام نیست 

 

بدترین نوع فراق زمانی هست که کسی رو که دوست داری در کنار خودت داشته باشی ولی بدونی هیچ وقت نمی تونی مالکش بشی. 

 

اگر رفتم تو یادم کن... اگر مردم تو خاکم کن... اگر ماندم در این دنیا... به مهر خود تو شادم کن

در رویاهای کودکانه آموختم به چیزی که به من تعلق ندارد فکر نکنم اما ناگهان او همه ی فکرم شد .

عشق حقیقی هرگز کسی که به حقیقتی رسیده نمی تواند ان را برای دیگری تعریف کند و کسی که ا

دعای دانستن حقیقت را دارد تنها آن را از دور دیده است. همانند پروانه ای که وقتی در آتش سوخت دیگر

زنده نیست

می دونی دوست یعنی چی؟ د:داشتن و:اونیکه س:ستایش کردنش ت:تمومی نداره 

 

صدا کن مرا که صدایت زیباترین نوای عالم است صدا کن مرا که صدایت قلب شکسته ام را تسکین میدهد صدا کن مرا تا بدانم که هنوز از یاد نبرده ای مرا نشسته ام تا شاید صدایم کنی صدایم کنی ومحبت بی دریقت را نثارم کنی 

 

گر نیایی تا قیامت انتظارت می کشم. منت عشق از نگاه پر شرابت می کشم. ناز چندین ساله ی چشم خمارت می کشم. تا نفس باقیست اینجا انتظارت می کشم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/06/27ساعت 5:21 PM  توسط 2mas&arimo  | 

و اما عشق...!

 
 
 Fi$DiK
 
 
        تو رابه جای تمام کسانی که نشناخته ام دوست می دارم
 
 
        تو رابه جای تمام روزگارانی که نمی زیسته ام دوست می دارم
 
 
        برای خاطر عطر نان گرم
 
 
        و برای آغوشت
 
 
        و برای خاطر نخستن گناه
 
 
        تو رابه خاطر دوست داشتن دوست می دارم
 
 
        تو رابه جای تمام کسانی که دوست نمی دارم؛دوست می دارم
 
 
        تو رابرای دوست داشتن دوست می دارم
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/06/13ساعت 7:42 PM  توسط 2mas&arimo  | 

دنیای من خورشید نخواهد داشت ...


34959qt.jpg

بالاخره تصمیمش رو گرفت ...
رفت ... طرف دریا ...

یه خورده دم ساحل وایستاد و زل زد به آسمون ...
شاید داشت با خورشید وداع میکرد...
آخه میگن جایی که اون رفت خورشیدی نیست ...
تاریک و سرده ...
سکوت کرده بود ...
خیلی دوست داشت یه چیزی بگه اما دیگه چیزی برای گفتن نداشت ...
جلو رفت ...
یه قدم ...   دو قدم ...
دامنش داشت تو آغوش باد می رقصید ...
رفت و رفت و رفت ...
یه دختر بچه داره آبنبات چوبی قرمزشو لیس میزنه ...
چند تا نوجوون که دارن باهم میخندن ...
یه بوسه ...
صدای قلبی که داره آهسته آوازی رو زمزمه میکنه ...
یه تولد ... صدای گریه ...
یه جدایی ...
اشک ها و خنده ها و فریاد ها ...
بی وفایی ها و تولد ها و مرگ ها ...
آخر خط ....
دیگه صدایی نیست ...
انگار دریا هم با اون همه عظمت نتونست تاب بیاره زیر بار خاطراتش ...
جسم سردش رو به ساحل سپرد ...
خداحافظ دختر کوچولو ...
این آخرین جمله اون بود . وقتی که داشت با لبخند به جسم زمستون زدش نگاه میکرد ...
دوباره به خورشید خیره شد ...
این بار اون خود خورشید بود ...

+ نوشته شده در  جمعه 1387/06/08ساعت 8:57 PM  توسط 2mas&arimo  | 

یادمون باشه !

www.hamtaraneh.comیادمون باشه که هیچکس رو امیدوار نکنیم بعد یکدفعه رهاش کنیم چون خرد میشه میشکنه و آهسته میمیره . یادمون باشه که قلبمون رو همیشه لطیف نگه داریم تا کسی که به ما تکیه کرده سرش درد نگیره یادمون باشه قولی رو که به کسی میدیم عمل کنیم . یادمون باشه هیچوقت کسی رو بیشتر از چند روز چشم به راه نذاریم چون امکان داره زیاد نتونه طاقت بیاره . یادمون باشه اگه کسی دوستمون داشت بهش نگیم برو نمیخوام ببینمت چون زندگیش رو ازش میگیریم

 

www.hamtaraneh.comیادمان باشد که زیبایی های کوچک را دوست بداریم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند یادمان باشد که دیگران را دوست بداریم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می خواهیم باشند یادمان باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگیرم که ما اگر خود با خویشتن آشتی نکنیم هیچ کس نمی تواند ما را با خود آشتی دهد یادمان باشد که خودمان با خودمان مهربان باشیم چرا که کسی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باشد . . عمری با حسرت و انده زیستن نه برای خود فایده ای دارد و نه برای دیگران باید اوج گرفت تا بتوانیم آن چه را که آموخته ایم با دیگران نیز قسمت کنیم .

 

www.hamtaraneh.comعاشقی جرم قشنگی ست ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم چند وقت است که هر شب به تو می اندیشم به تو آری ، به تو یعنی به همان منظر دور به همان سبز صمیمی ، به همبن باغ بلور به همان سایه ، همان وهم ، همان تصویری که سراغش ز غزلهای خودم می گیری به همان زل زدن از فاصله دور به هم یعنی آن شیوه فهماندن منظور به هم به تبسم ، به تکلم ، به دلارایی تو به خموشی ، به تماشا ، به شکیبایی تو به نفس های تو در سایه سنگین سکوت به سخنهای تو با لهجه شیرین سکوت شبحی چند شب است آفت جانم شده است اول اسم کسی ورد زبانم شده است در من انگار کسی در پی انکار من است یک نفر مثل خودم ، عاشق دیدار من است یک نفر ساده ، چنان ساده که از سادگی اش می شود یک شبه پی برد به دلدادگی اش آه ای خواب گران سنگ سبکبار شده بر سر روح من افتاده و آوار شده در من انگار کسی در پی انکار من است یک نفر مثل خودم ، تشنه دیدار من است یک نفر سبز ، چنان سبز که از سرسبزیش می توان پل زد از احساس خدا تا دل خویش رعشه ای چند شب است آفت جانم شده است اول اسم کسی ورد زبانم شده است آی بی رنگ تر از آینه یک لحظه بایست راستی این شبح هر شبه تصویر تو نیست؟ اگر این حادثه هر شبه تصویر تو نیست پس چرا رنگ تو و آینه اینقدر یکیست؟ حتم دارم که تویی آن شبح آینه پوش عاشقی جرم قشنگی ست به انکار مکوش آری آن سایه که شب آفت جانم شده بود آن الفبا که همه ورد زبانم شده بود اینک از پشت دل آینه پیدا شده است و تماشاگه این خیل تماشا شده است آن الفبای دبستانی دلخواه تویی عشق من آن شبح شاد شبانگاه تویی

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/05/29ساعت 1:51 PM  توسط 2mas&arimo  | 

چشم

  www.hamtaraneh.comمرد از راه چشم و زن از راه گوش به دام عشق می افتد . دوری ، عشق را شدت می بخشد و نزدیكی ، قوت . پیری مانع از عشق نیست . اما عشق تا حدی مانع از پیریست . هرگز ندانستم چگونه ستایش كنم تا آنكه آموختم چگونه دوست بدارم . عشق ناتمام می گوید : من تو را دوست دارم چون به تو نیاز دارم . عشق تمام می گوید : من به تو نیاز دارم چون تو را دوست دارم . در حساب عشق یك به اضافه یكی برابر است با همه چیز و دو منهای یك برابر با هیچ . محال است عاشق باشی و عاقل . عشق چیزی جز یافتن خویش در دیگران و شادكامی در شناخت نیست . عشق همانند پروانه ایست كه اگر سفت بگیری له می شود و اگر سست بگیری می گریزد . عشق چون میوه است . ممكن است خوب به نظر آید اما تا وقتی كه نرسیده آن را گاز نزن . عشق چون ساعت شنی است . با خالی شدن مغز ، قلب پر می شود . عشق غلبه خیال بر خرد است . مرد به كرات عشق میورزد ، اما كم . زن به ندرت ، اما بسیار . مردها همواره میخواهند اولین عشق یك زن باشند و زن ها دوست دارند آخرین عشق یك مرد باشند . تنها پاداش عشق ، تجربه عاشقی است . با عشق وشكیبائی چیزی نا ممكن نیست .

www.hamtaraneh.comدلم برای سادگی های کودکی ام تنگ شده برای عصرهای تابستانی که دلتنگ هیچ اتفاق بدی نبودم برای شبهای زمستانی که وقتی سربر بالش خیال می گذاشتم لحظه ای بعد بی هیچ فکروخیال مبهم خواب رامهمان چشم های بی گناهم می کردم و تا صبح رویا ها ی سفیدوآبی می دیدم دلم برای ارزوهای کودکی ام تنگ شده بر ای خواندن شعرها وکتا بها ی یکی بود یکی نبوددلم تنگ شده برای رهاشدن درآغوش خواستنی پدرونوازشهای گرم مادر دلم تنگ شده برای قاصدکی که می گفتندخبرهای خوب می اورد دلم برای حس وحال ناب کود کی وآرزوهای بی ریایش تنگ شده ....

+ نوشته شده در  جمعه 1387/05/18ساعت 12:14 PM  توسط 2mas&arimo  |